جستجو
    • رئیس اندیشکده سیاست مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت: اسلام حاکم بر ایران، مکتبی مبتنی بر ایرانیت است

      رئیس اندیشکده سیاست مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت گفت: اسلام حاکم بر ایران با مدنیت و حکمت جاودان شرق درهم آمیخت و متعادل شد ومکتبی مبتنی بر ایرانیت تولید کرد.

      • ۱۰:۵۸ ۱۴۰۰/۷/۷
    • به گزارش گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس به نقل از دفتر ارتباطات مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، علیرضا صدرا استاد دانشگاه حقوق و علوم دینی، نماینده ادوار مجلس و رییس اندیشکده سیاست مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت گفت: اسلامی که درایران اجرا می شود با اسلامی که در افغانستان طالبانی یا با اسلامی که در عربستان سعودی یا با اسلام سایر کشورهای مسلمان، تفاوتی معنادار دارد. 

      وی تاکید کرد: اسلام حاکم بر ایران با مدنیت و حکمت جاودان شرق درهمآمیخت و متعادل شد و مکتبی مبتنی بر ایرانیت تولید کرد.

      مشروح این مصاحبه را در ادامه بخوانید.

      * علت انتخاب نام اسلامی ایرانی برای سند الگو چیست در حالی که رهبر فقید انقلاب اسلامی در سخنانشان همواره بر جمهوری اسلامی تاکید داشتند؟ آیا این تفاوت در نامگذاری به معنای کم اهمیت دیدن جمهوریت و ایرانیت است؟

      سند الگو نقشه راه و طرحِ ساختن و پیشرفت کشور است. این سند که برگرفتهاز مکتب ناصح اسلام است در چارچوب  مُلک ایران اجرا می‌شود. 

      اسلامی که در ایران اجرا می‌شود با اسلامی که در افغانستان طالبانی یا با اسلام در عربستان سعودی یا با اسلام سایر کشورهای مسلمان، تفاوتی معنادار دارد. اسلام حاکم بر ایران با مدنیت و حکمت جاودان شرق درهمآمیخت و متعادل شد و مکتبی مبتنی بر ایرانیت تولید کرد.

      ملت ایران ملت تمدن ساز و دین اسلام دین تمدنی است. و اکنون یک بار دیگرعنصر اسلامیت و ایرانیت در قالب مرکز الگو و سند الگو می‌خواهد تمدن نوین اسلامی را بسازد به عبارت روشن‌تر اسلام و ایران مکمل یکدیگرند. ایران زمینه را به وجود آورد و اسلام، پرچم‌داری کرد. بنابراین چه بگوییم الگوی اسلامی ایرانی و چه بگوییم الگوی ایرانی اسلامی، تفاوتی نمی‌کند چون تعادل در اندیشه و عمل جزو هویت ذاتی ایرانیان است که این ویژگی بسیار مهم ایرانیان هزاران سال قبل به تایید رسول اکرم (ص) رسید.

      * با وجود اسناد بالادستی متعدد همچون سند چشم انداز توسعه، بیانیه گام دوم و ... چه نیازی به تدوین سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بود؟

      همانطور که در کشورهای توسعه‌یافته الگوی توسعه پایدار وجود دارد که نشانمی‌دهد که این کشورها از جهان خود چه می‌خواهند، در ایران نیز برای توقف حرکت‌های زیکزاکی و پاندولی دستگاه‌ها و سازمان‌ها و نهادهای مختلف و متحد و هماهنگ کردن آنها نیازمند تدوین سند الگو بودیم تا چندپارگی‌ها درنظام تصمیم‌گیری و اجرایی کشور پایان یابد و سیر پله‌ای و تکاملی آغاز شود.در این صورت ثبات در همه عرصه‌ها دست‌یافتنی و واقعی‌تر خواهد بود.

      کشور قانون اساسی، قوانین بالادستی و صدها قانون عادی دارد اما چراوضعیتش به گونه ای است که با رفت و آمد دولت‌ها و مجالس همواره عقبگرد دارد؟ وضعیت کشور حکایت از وجود خلاء بین قانون اساسی و سایر قوانین است که با سند و الگو باید پر شود. به نظر بنده قانون اساسی در حکمدارقالی و سند الگو در حکم نقش، طرح و رنگ قالی است.

      اگر چه در کشور بحران و بن‌بست نداریم اما نابسامانی و آشفتگی داریم. بعداز ابلاغ سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از سوی مقام معظم رهبری، قوانین و نظام اداری کشور باید منطبق بر این سند بازمهندسی شوند. کشورنیازمند انقلاب اداری و دولت سازی دارد. نقش دولت باید از کارپردازی بهکارگزاری ارتقا پیدا کند در این صورت نظام سیاستگذاری کشور نیز متحول شده و در ریل پیشرفت و توسعه قرار می‌گیرد.

      * چرا در دهه پنجم انقلاب به فکر نوشتن سند الگوی اسلامی ایرانی افتادید؟

      نیاز به سند الگو در پایان دهه چهارم انقلاب به شدت موضوعیت یافت. نظاممدیریتی و حکمرانی کشور در دهه پنجم انقلاب با دهه اول انقلاب تفاوتمعناداری پیدا کرد. جمعیت ایران از حدود ۳۰ میلیون نفر به حدود ۹۰ میلیون نفر افزایش یافت و به دنبال آن شرایط و امکانات کشور نیز تغییر کرد و اکنون به مرحله خودسازیِ ملی و تمدنی وارد شدیم به همین دلیل نیازمند تبیین، ترسیم و ترویج گفتمان جدید در قالب سند الگو هستیم. 

      بن مایه این سند در قانون اساسی وجود داشت اما اتفاقی که طی 43 سال گذشته افتاد این بود که نرخ و سطح پیشرفت کشور بسیار بالا رفت به بیان دیگر طی چهار دهه گذشته موانع برداشته، زیرساخت‌ها ساخته، نیرو پرورش ونقدینگی تولید شد اما چون سندی متحد و واحد نداشتیم، نقدینگی به جای تولید، اشتغال و رونق به وجود آورد و به بخش دلالی و واسطه‌گری رفت وتقاضای کالا را افزایش داد و رکود تورمی نتیجه داد. تا مادامی که الگوی مصرف کشور اصلاح نشود نمی توان بین تولید و مصرف تعادل برقرار کرد. مصرف بیش از حد برق، بنزین، گاز و گازوئیل اجازه نمی‌دهد مازاد تولیدصادر و برای کشور درآمد پایدار ایجاد کند.

      * چه تفاوتی بین سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و الگوی توسعه پایدار درکشورهای توسعه یافته وجود دارد؟

      کشورهای توسعه‌یافته اگرچه دغدغه تولید ثروت ندارند اما هیچ کدامشان دایه‌دار تمدن بشری نیستند اما به تایید متفکران و استراتژیست‌های دنیا،ایران در حال تمدن‌سازی و انتقال تمدن به غرب و شرق عالم است به همین دلیل آمریکا و سایر کشورهای توسعه‌یافته تلاش می‌کنند این اتفاق نیفتد اماتوان متوقف کردن آن را ندارند. به همین دلیل تلاش می‌کنند این اتفاق دیرتربیفتد. 

      خاستگاه و وطن «تمدن» ابتدا شرق بود و بعداً به غرب رفت و حالا تمدن درحال برگشت به سرزمین مادریش است. استراتژیست‌های بزرگ جهان وقتی به ایران می رسند آن را قدرت معنوی جهان می‌دانند. آنان به خوبی می‌دانند که جمهوری اسلامی ایران مکتب و الگویی را به جهان ارائه کرد که خلاء ونقصان مکتب مدرنیسم را  پر می‌کند و دیر یا زود اکثر مردم جهان را شیفته خود می‌کند.

      مخالف، منتقد و موافق سند توسعه پایدار غرب در یک موضوع، نظر واحددارند. آنان این سند را تک ساحتی، مادی و ظاهری می‌دانند که در نهایت به امپریالیسم و سلطه‌گری ختم می شود. بیش از صدها اندیشمند و سیاستمدارعضو کمیسیون توسعه برای فرهنگ در سازمان ملل تاکید دارند، قرار بود«توسعه» برای فرهنگ و انسان باشد اما در عمل این فرهنگ و انسان هستندکه به ابزار توسعه و تولید ثروت و لذت تبدیل شدند به عبارت روشن تر ارزش‌های انسانی فدای توسعه اقتصادی و سیاسی  شدند حتی به خانواده، فرهنگ، هنرو معماری نیز با دید هزینه ـ درآمد نگریسته شد و عامل به وجود آمدن بحران معنویت و هویت در غرب شد.

      ساموئل هانتینگتون، بحران اصلی جهان غرب را بحران هویت، معنویت وفرهنگ می‌داند. او می گوید «دین باید احیا شود تا معنویت به جامعه برگردد وروح در کالبد مجسمه ساخته شده به دست غرب، حلول کند.»

      میشل فوکو نیز درباره انقلاب اسلامی و تاثیرات جهانی آن گفت: «انقلاب اسلامی ایران روحی است در جهان بی روح ». او در گزارش چند سال قبل خود به سازمان ملل نوشت: «آغاز این الگوی جدید، انقلاب ۱۹۷۹ ایران بود.»

      خاویر پرز دکوئیار نیز معتقد بود: «اگر معنویت را به دست خودمان به زندگی غرب وارد نکنیم، بشریت را نابود کرده ایم.»

      متاسفانه توسعه  به هر جای جهان ورود کرد، نتوانست به همان اندازه صفا وصمیمیت بین انسانها را حفظ کند. وقتی وضعیت این چنین است، ایجاب میکند ما هم در کشورمان به معنویت در کنار توسعه و پیشرفت فکر کنیم تا از نظرفکری، روحی و معنوی به گونه‌ای کار کنیم که گرفتار تجربه شکست خورده غرب نشویم.

      * آیا سند الگو فقط محدود به سرزمین ایران است یا قابلیت اجرا در جهان اسلام را هم دارد؟

      ایمان و معنویت، علاوه بر سال‌های نهضت به عنوان الگویی موفق از سوی امامخمینی (ره) وارد دفاع مقدس و جنگ تحمیلی شد. این الگو همه محاسبات رژیم بعث عراق و حامیان غربی این رژیم را به هم زد. شهید حاج قاسمسلیمانی نیز از این الگو استفاده کرد و با متحد کردن مردم در عراق و سوریه نیروهای مردمی را به میدان مبارزه کلاسیک وارد کرد و موفق شد بساط داعش را برچیند. تمدن‌سازی نیز از الگوی ایمان و معنویت تبعیت می‌کند.

      عرصه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه باید همچون ابعاد شخصیتی انسان در ساحت جسم، عقل و روح به طور همزمان و متناسب با یکدیگر رشد وتعالی پیدا کنند و قطعاً بی‌توجهی به هر یک موجب نقصان دیگری می شود. هرگز اینطور نیست که اگر بخش اقتصادی جامعه رشد نکرد، بخش‌های فرهنگی و سیاسی رشد می‌کنند. این تصور، تصور اشتباهی است. 

      محمد حسنین هیکل معتقد است: «ایران یک بار در زمان داریوش باتسلیحات نظامی به ساحل مدیترانه رسید و بار دیگر بدون سلاح و نظامی گری و فقط با قدرت ایمان و الگوی اندیشه ورزی مبتنی بر نظریه ولی فقیه به ساحل مدیترانه می‌رسد.» 

      او معتقد است: «ایران از راه ارائه الگو وارد میشود و دلها را تسخیر می کند وبا همین مدل مردم عراق، سوریه، لبنان و فلسطین مردم مصر، لیبی و سایرملت‌ها را شیفته خود می‌کند.» او تمدن اسلامی را همانند خوشه انگور می‌داندکه کشورهای اسلامی هر کدام قواعد و حکومت داخلی خود را دارند اما درچارچوب الگوی معنوی و ایمان واحد حرکت می کنند.

      روند توسعه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به شکلی است که برخی اندیشمندان غربی معتقدند طی پنج دهه آینده مردم کشورهای اروپایی نیز به الگوی تمدن اسلامی می‌پیوندند و جهان اسلام را همچون صدر اسلام بزرگترمی کنند و جالب آنکه مدیریت این جهان جدید بر اساس پیش‌بینی‌ها با ایران خواهد بود.

      الگوی اسلامی ایرانی در دوران نهضت ستمشاهی، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و حتی پس از آن خود را به خوبی به نمایش گذاشت. به نظر بنده اگراین الگو در کشورهای مسلمان بخواهد اجرا شود تبدیل به الگوی اسلامی عراقی، اسلامی مصری، اسلامی سوری و ... می‌شود که رهبر آن ایران خواهدبود به عبارت روشن‌تر ایران آزمایشگاه و محل تولید این الگوی جدید است و سایر کشورهای اسلامی می‌توانند مصرف‌کننده این الگو باشند.

      * نسبت سند الگو با تمدن نوین اسلامی چیست؟

      به نظر بنده تمدن یعنی پیشرفت همه‌جانبه. وقتی پیشرفت طی پنج دهه درسرزمینی فراگیر و فراملی شود تبدیل به تمدن می‌شود.

      ما در ایران در گام اول، نظام سازی و نهادسازی را انجام دادیم. در گام دومیک تنه در مقابل جهان ایستادیم و در حقیقت نتیجه دفاع مقدس را که جنگ جهانی سوم بود را به نفع خود تغییر داد و در گام سوم توسعه زیربنایی وتوسعه نیروی انسانی را انجام داد بنابراین شرایط و مقدمات پیشرفت از نظرساختاری فراهم است و اکنون موقع تیک آف و پرواز است و اولین مرحله تیکآف، دولت سازی اسلامی با راهبرد الگوی پیشرفت و با چشم انداز تمدن نوین اسلامی است.

      * سند الگو ملی ـ سرزمینی است یا امتی ـ تمدنی؟

      به نظر بنده کشورهایی که توسعه مادی پیدا کرده‌اند و به کشورهای توسعه‌یافته معروف هستند بیش از کشورهای اسلامی به توسعه معنوی نیاز دارند هر چندکه لجاجت و سرگرم بودن به مادیات مانع پذیرش حقیقت از سوی آنان است. خلاء معنویت در غرب با وارد شدن دین به سیاست و زندگی مردم پر می‌شود.

      سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در ظاهر اسلامی و ایرانی است اماالگویی با ظرفیت جهانی است و قابل استفاده برای همه مردم جهان را دارد.تمدن اسلامی برای جهانی شدن نیاز به ادغام کشورها و فرهنگ‌ها ندارد بلکه با ارائه الگوی وحدت در عین کثرت علاوه بر جهانی شدن، جاودانه شده است.

      همانطور که انسان جسم، فکر و روح دارد جامعه هم از همین قاعده تبعیت می‌کند. برای پیشرفت جامعه باید به هر سه ساحت جسم، فکر و روح توجه کردتا هر کدام به تناسب خودش ارتقا یابد.

      نقدی که به الگوی توسعه پایدار غرب وارد است اینکه به جنبه‌های معنوی وروحی انسان توجهی ندارد و تنها توسعه مادی و نهادی را کافی می‌داند. درنقطه مقابل، هندوها و بودایی‌ها بر این باورند که توسعه مادی و رفاه ابزاری وبدنی نه تنها کافی نیست بلکه لازم هم نیست. آنان اعتقاد دارند انسان تنهاباید در پی رهبانیت و ریاضت باشد تا ارتقا یابد، در حالی که اسلام با نفی هردو تفکر معتقد است روح سالم در بدن سالم است. در نگاه توحیدی روح و جسم لازم و ملزوم یکدیگرند و باید متناسب و همگن رشد کنند. توجه به جسم موجب تعالی روح می شود و رسیدن به روح موجب رشد جسمی میشود. به همین دلیل است که مساجد برخلاف عبادتگاه های هندوها، بودایی‌ها و مسیحی‌ها دروسط زندگی مردم و در کوچه و محلات ساخته می‌شود  نه در کوه‌ها و غارها وحاشیه شهرها.

      حکمت جاودانه شرق که ایران گُل سر سبد آن بود مشتمل بر سه شاخص عقلانیت، دیانت و سیاست است.

      مدرنیسم، فرهنگ و سیاست را ابزار توسعه و در جهت هژمونی و استیلایسیاسی و منشاء تولید ثروت و لذت می‌داند اما الگوی شرقی این نگرش راناقص می‌داند. الگوی ایرانی ـ شرقی می‌گوید توسعه اقتصادی چه کمی وکیفی و چه نرم افزاری و سخت افزاری باید تامین‌کننده آسایش همگانی جامعه، توام با  کارآمدسازی ملی و توسعه سیاسی باشد. علاوه بر آن باید درجهت توسعه و تعالیم فرهنگی، معنوی و اخلاقی و آرامش باطنی و مدنی معطوف به کرامت انسانی جامعه باشد.

      در نگرش شرقی و اسلامی ایرانی، توسعه اقتصادی سبب مالی، ابزاری ومقدماتی است و همانند باند پرواز هواپیما عمل می‌کند. در نگرش ما توسعه اقتصادی لازم است اما کافی نیست. از طرف دیگر به خلبان هم نیاز داریم یعنی به توسعه سیاسی هم نیازمندیم. از سوی دیگر نیاز به اجازه گرفتن همداریم تا جامعه به تعالی معنوی هم برسد و رشد فرهنگی و معنوی پیدا کندبنابراین توسعه اقتصادی در حکم باند پرواز، توسعه سیاسی در حکم خلبان هواپیما و توسعه فرهنگی و معنوی هم در حکم اوج گرفتن هواپیمای پیشرفت است.

      در الگوی توسعه پایدار برعکس الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، غریزه بشریسر آغاز کار است و اوج آن هم ارضاء و اشباع غرایز انسانی و لذت گراییاست اما در الگوی شرقی کار با فطرت انسانی آغاز می‌شود. غریزه برایانسانِ شرقی ابزار است و در حد تعادل باید ارضاء شود و هدف نهایی نیست. هدف نهایی در مکتب ایرانی به اوج رسیدن فطرت و شکوفایی آن است. حواس پنجگانه و همه اعضا و جوارح انسان، ابزار روح و فطرتِ انسان و تحت کنترل او هستند.

      توسعه سیاسی باید برای جامعه تولید نظم و آسایش جسمانی کند نه هژمونی.سلطه و توسعه فرهنگی نیز باید تولید آرامش روحی کند. الگوسازی چهار مرحله دارد. اول، تبیین علمی و نظری از حیث فلسفی، کلامی، فطری و حقوقی. دوم،ترسیم علمی و عملی. سوم، ترویج علمی و عملی و جریان سازی وگفتمان‌سازی. چهارم، تحقیق علمی و عینی. جامعه نظام‌مند و هدفمند در اینچارچوب شکل می گیرد تا دچار مشکل نشود.

      وقت مدیریت تجربی به سر آمده و باید وارد مرحله مدیریت علمی شویم. همهنخبگان کشور باید بسیج شوند و به مجلس، دولت، قوه قضاییه و نهادها وسازمان‌های دولتی کمک کنند. ‌ حکومت به تنهایی نمی‌تواند از پس مشکلات ساختاری و ریشه ای کشور بر آید.

      برای نهادسازی و ساختارسازی باید نگاه ها از حالت جزیره ای و قوه ای خارج شود و تحت مدیریت عاقلهِ منسجم قرار گیرد. به صورت مشخص بایدکمیسیون‌های راهبردی مشتمل بر کمیسیون اقتصادی، کمیسیون سیاسی وکمیسیون فرهنگی در قوای سه گانه تشکیل شود تا یکپارچه سازی و همگنسازی نگرش‌ها و دیدگاه‌ها در بدنه حاکمیتی کشور رقم بخورد. در مرحله بعدباید مدیریت کرد تا بسیج منابع مادی، مالی و انسانی اتفاق بیفتد. خلاء ایننگرش موجب شد در حالی که بخش تولید تشنه نقدینگی است، هزاران میلیاردتومان پول در بخش دلالی و سفته بازی در گردش باشد.

      در مرحله بعد عملکردها باید مورد نظارت و پایش قرار گیرد و در آخر آسیب شناسی شود تا نقایص مشخص و قابل رفع شود. اگر به این مراحل چهارگانه توجه نشود حتی اگر سند الگو تا حد قرآن مورد ستایش و تقدیس قرار گیرد، به سرنیزه دعواهای سیاسی می‌رود و  جناح های سیاسی آن را بر سر یکدیگرمی‌کوبند.

      قطعاً سند الگو بی نقص نیست کما اینکه قانون اساسی هم فاقد نقص نیستاما اگر همین قانون اساسی یا همین سند الگو با وجود همه نقایص به درستیاجرا شود، ایران شاهد تحولات و پیشرفت های شگرفی خواهد بود.

      هر چند سند الگو می‌توانست کاملتر باشد اما با همین سند هم می‌توانیم جراحی و اصلاح نگرش‌ها و ساختارهای معیوب را در بهترین شکل ممکن انجام دهیم و تا رسیدن به همه اهداف سند الگو به سیر و رشد و تعالی کشورادامه دهیم و در پایان  اجرای سند با مشخص شدن دقیقتر ایرادات و نقایص در سند بازمهندسی انجام دهیم و نیازهای کشور در پایان دهه پنجم بازشناسی شود و سند الگوی جدیدی نوشته شود و البته سند الگو در طول ۵۰ سال آینده نیازمند مهندسی مجدد، مکرر و مستمر است.

      این سخن در نگاه بنیانگذار فرزانه جمهوری اسلامی به این شکل در می آید که در اول روز با مشارته، در وسط روز با مراقبه و در آخر روز با محاسبه بایدرفتار کرد. با چنین نگاه و نگرشی می توان سند الگو را کامل‌تر کرد.

      از زمان اجرایی شدن سند الگو باید اوضاع و شرایط کشور متناسب با مفادسند الگو و تدابیر شصت‌گانه مندج در آن مطابق با فرمایش امام و رهبری بهپیش رود. انعطافپذیری سند الگو باید به حدی باشد که متولیان و مجریان بتوانند متناسب با شرایط زمانی و مکانی، ساختارها و رویه‌های معیوب رااصلاح کنند.

      * سند الگو مشتمل بر چند محور است؟

      سند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت مبتنی بر ۵ محور مبانی، تدابیر، افق،رسالت و آرمان تهیه شد. مبانی، چهار دسته ایرانی، اسلامی، انقلابی وانسانی را شامل می شود. این بخش بخشی پیش رو سند الگو است. تدابیر،پیش بر است و مشتمل بر سیاست، فرهنگ و اقتصاد است. در سند الگو ۶۰ تدبیر وجود دارد که باید توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تبدیل بهسیاست‌های کلان شود.

      بعد از تدوین سیاست‌های کلان نظام برای دوره‌های ۱۰ یا ۱۵ ساله توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس شورای اسلامی باید بسترها و قوانین مورد نیاز تحقق سیاست‌های کلان را بنویسد و دولت و سایر سازمان‌ها ونهادها در مسیر اجرا گام بردارد و رسانه‌ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی ازمسئولان مطالبه کنند.

      افق و چشم‌انداز سند توسعه برای ۵۰ سال آینده طراحی شده است. جمهوری اسلامی ایران بعد از انجام اصلاحات زیربنایی و بنیادین و در پایان پنجاهمینسال اجرای سند قاره وارد دوره تمدن سازی می شود به بیان روشن تر ایرانطی ۵۰ سال آینده در باند پرواز قرار می‌گیرد تا  پس از رسیدن به انتهای باند،تیک آف و پرواز کند و بعد از آن، اوج بگیرد و تمدن‌ساز شود.

      * نقش ولی فقیه در سند الگو چیست؟

      ولی فقیه نقش کارگزار، رهبر و سرمعمار را بر عهده دارد. به بیان روشن تررهبر در جلوی مجمع تشخیص مصلحت نظام، دولت، مجلس شورای اسلامی،قوه قضاییه و مردم قرار می‌گیرد تا همگان را به تناسب وظایفشان به حرکت وادار کند. نقش دولت در سند الگو از تصدی‌گری به کارگزاری و رهبری تغییرمی کند. مجلس نقش مهندسِ مشاور، دولت نقش مهندسِ مجری و مردم نیزنیروی کار و در وسط میدان هستند.

      با وجودی که ۴۳ سال قبل، انقلاب کردیم اما نظام اداری کشور بسیار سنگین،تنبل و فوق العاده ناکارآمد است. گویا همزمان با انقلاب اسلامی، انقلاباداری اتفاق نیفتاد. وضعیت نظام اداری کشور کارگزینی و کارپردازی است. این نظام کارآفرینان را برای کوچکترین موضوعی مجبور به گرفتن مجوزهای متعدد می‌کند و تازه بعد از ورود به عرصه‌های موردنظر تحت شدیدترین فشارهای دست و پاگیر اداری قرار می دهد.

      در سه حوزه قانون، نظام اداری و سیاست‌های ناکارآمد باید تغییرات اساسیو ماهوی اتفاق بیفتد. قبل از آن نیز باید نگاه و نگرش مدیران حاکمیت به کارکرد سازمانی دولت باید تغییر کند. 

      ناسازواری و نارساییِ اداری، سیاسی و اقتصادی عامل رکود تورمی و امالفساد نظام اسلامی است. باید دولت‌زدایی، تمرکززدایی و خودمختاری به دستگاه‌های اجرایی به خصوص استانداری‌ها و فرمانداری‌ها بر اساس شرایط خاص جغرافیایی سپرده شود. اقتصاد کشور باید مردمی، خودگردان ومنطقه‌ای متناسب با ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های جغرافیایی هر استان شود ومرکز  به جای تصمیم گیرنده باید نقش هماهنگ‌کننده داشته باشد. اقتصادخرد باید در کنار اقتصاد کلان رونق پیدا کند و متناسب با شرایط جغرافیایی وظرفیت‌های بالقوه استان‌ها توسعه یابد.

      با حل چالش‌های عمیق نظام اداری و رفع هرج و مرج قوانین و سیاست‌هاییک بام و دو هوا می توان رقابت و روند به وجود آورنده فساد را که معلولناکارآمدی و انحصار است را کم اثر کرد. فسادزایی و فسادزداییِ کانون‌هایفسادزا باید برطرف شود. کانون‌هایی که ریشه در نظام اداری ناکارآمد، نارساو ناسازوار دارد و عوامل تدوین سیاست‌های معیوب و مفسدانگیز است.

      * جایگاه نظام قضایی در سند الگو کجاست؟

      تدابیر شماره ۴۳ و ۴۴ مربوط به نظام قضایی کشور است. قوه عاقله رهبری وولی فقیه است. قوه مدبره مجلس است. قوه عامله قوه مجریه است و نفس لوامه،قوه قضاییه است. هر جا از قانون تخطی شد باید بازوان اجرایی قوه قهریه ازبخش‌های حاکمیتی و امور خصوصی بازخواست کند حتی باید به شکایتمردم از دستگاه‌های حاکمیتی نیز رسیدگی کند. قوه قضائیه مستقل، کارآمد،مدرن و قابل اعتماد نیاز داریم.

      * نقشه و جایگاه دفاعی و امنیتی کشور در سند الگو کجاست؟

      امنیت شامل امنیت، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اطلاعاتی، قضایی،انتظامی، نظامی، دفاعی، آب، خاک و محیط زیست است. در این بخش نیزچهار تدبیر در مدل مردانه‌سازی و نرم‌سازی امنیت در سه لایه رفع تهدید، دفع تهدید و ریشه‌کنی و کاهش تهدید پیش‌بینی شده است. اگر امنیت فرازمینی نگریسته شود در این صورت کشور از خطرات امنیتی چند وجهی نجات پیدامی کند.

      باید بین بهره‌وری منابع طبیعی، امنیت غذایی و دیپلماسی اقتصادی پیوندبرقرار شود به بیان روشن‌تر باید به گونه‌ای تدبیر شود که کاشت محصولاتزراعی مثل گندم، برنج و هندوانه و گیاهان آب بَر به کشورهای همسایه که منابع آبی سرشاری دارند، منتقل شود. در عوض برای رونق کسب و کار واشتغال‌زایی، در داخل کشور سیلوهای پرتعداد و با ظرفیت بالا که قابلیت ذخیره سازی نیاز کشور به مثلا گندم و برنج برای حداقل ۱۵ سال آینده راداشته باشد، ساخته شود.

      باید بخش کشاورزی کشور متناسب با ظرفیتهای جغرافیایی و خدادادی موردبازنگری قرار گیرد. به طور مثال در استان سیستان و بلوچستان که از نظر آبو هوایی، خشک و کم آب است به جای کاشتن گندم گیاه دارویی ثَعلَب بهصورت کشت گلخانه‌ای کشت شود و در کنار آن با احداث کارخانجات فرآوری،هر کیلو از این گیاه را به قیمت حداقل ۵۰۰ هزار تومان به بازارهای منطقه وجهان صادر کرد.

      منبع خبر


    نظر به مطلب
    نام:  
    ایمیل:
    متن:  500 حرف دیگر میتوانید تایپ کنید
    کد امنیتی: 28150