کاربر مهمان یکشنبه 14 شهریور 1389

 

  

خبرنامه
آدرس پست الکترونیکی :
 
ورود
نام کاربری:  
رمز عبور:  

رمز عبور را فراموش کرده ام
بازدید از سایت
بازدید از این صفحه: 200
بازدید امروز: 3
تعداد کل بازدیدها: 6505
وضعیت آب و هوا
دما : 79 F
رطوبت : 26 %
فشار : 30 PSi
 

 

 

 

 

‏سرشناسه : صدرا، علیرضا، ‏‫۱۳۳۷ -‏
‏عنوان و نام پديدآور : ارزشهای حاکم بر جامعه ایرانی / نویسنده علیرضا صدرا، علی قنبری.؛ زیرنظر رضا صالحی امیری.
‏مشخصات نشر : تهران: مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، ‏‫۱۳۸۷.‬
‏مشخصات ظاهری : ‏‫۳۲۷ ص.‬: جدول، نمودار ؛‏‫ ۱۴×۲۱ س‌م.‬
‏شابک : ‏‫‭978-600-5247-31-2
‏وضعیت فهرست نویسی : فیپا
‏یادداشت : کتابنامه .
‏موضوع : ارزشهای اجتماعی -- ایران -- تحقیق
‏موضوع : ارزش‌های اجتماعی -- ایران
‏شناسه افزوده : ق‍ن‍ب‍ری‌، ع‍ل‍ی‌
‏شناسه افزوده : صالحی امیری، رضا‏‫، ۱۳۴۰ ‏-
‏شناسه افزوده : مجمع تشخیص مصلحت نظام. مرکز تحقیقات استراتژیک. پژوهشکده تحقیقات استراتژیک
‏رده بندی کنگره : ‏‫‭HM۶۸۱‭/‮ال‍ف‌‬۹‏‫‭ص۴ ۱۳۸۷
‏رده بندی دیویی : ‏‫‭۳۰۳/۳۷۲
‏شماره کتابشناسی ملی : ‎۱‎۵‎۶‎۷‎۸‎۴‎۷


در ادبيات جامعه‌شناسي، تمام نظريات كلاسيك و مدرن جامعه‌شناسي به مبحث روابط نسلي پرداختند. (آزاد ارمكي، تقي، 1383) ليكن برخي از جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعي با صراحت و دقت بيشتري به بررسي اين مبحث پرداختند.

مارگارت ميد، از نخستين جامعه‌شناساني عالمانه بود كه به روابط نسلي توجه داشته است. وي با بررسي انقلاب دانشجويي 1969 اروپا، مدعي بود كه دليل رفتارها و بنيش‌هاي انقلابي دانشجويان و اغتشاشات دانشجوي آن دهه، وجود تفاوت نسلي ميان متولدين سالهاي قبل از و بعد از جنگ جهاني دوم است. جنگ جهاني دوم،‌ از ديد‌ «ميد» تغييرات اجتماعي وسيع و تند و شتابان سبب رشد و تحول بينش‌ها و آگاهي و تحولاتي در نگرش‌ها شده است. اصولاً فرآيند نوسازي محصولات و فرآورده‌هاي انساني متعددي دارد. سبك و الگوهاي مصرف، گروههاي مرجع جديد و حتي سياليت گروههاي مرجع، نيازهاي جديد و اختصاصات جوامع صنعتي از محصولات نوسازي است كه بر روابط نسلي تأثير مي‌گذارد. از طرفي در فرآيند نوسازي با توجه به قدرت و سرعت انتشار اطلاعات توسط مصنوعات ارتباطي مدرن اشاعه و انتقال فرهنگي آسان‌تر و ساده‌تر است. از اين روست كه بسترها و شرايط رشد و تحول انساني متفاوت از نسل والدين شود.

پديده‌هاي جمعيتي مثل مهاجرت، توالي، جابجايي‌هاي جمعيتي از روستا به شهر و يا مهاجرتهاي بين‌المللي، هم سبب پذيرش الگوها و سبك‌هاي جديد زندگي مي‌شود و رفتارهاي افراد را صورت جديدي مي‌بخشد، ميد اين وضعيت را با تعبير Configurative culture تشريح مي‌كند.

از ديد ميد، تغييرات اجتماعي شتابان، فرآيند لازم و آرام انتقال فرهنگ از نسلي به نسل ديگر و يا فرآيند اجتماعي شدن را دچار مشكل و وقفه مي‌كند و بين دو نسل اختلاف تجربه و فرهنگ ايجاد مي‌كند.

 

 

 

به نظر مارگارت ميد كساني كه پس از جنگ دوم جهاني بزرگ شده‌اند، در دنيايي زندگي خود را شروع و تجربه كرده‌اند كه كاملاً با دنياي قبل از آن متفاوت مي‌باشد. در واقع او معتقد است كه نسل قبل از جنگ ديگر هرگز تكرار نخواهد شد. چرا كه آنها در دنياي بدون بمب اتمي. بدون تلويزيون، بدون ماهواره و رسانه‌هاي جمعي بين‌المللي، بدون كامپيوتر، بدون فضاپيماهاي ماه‌نورد و بدون خيلي از وسايل مدرن ديگر بزرگ شده‌اند و در نتيجه تجربه نسل جديد را نمي‌توانند درك كنند. نتيجتاً، فاصله نسلي عميقي بين نسل قبلي و نسل بعد از جنگ دوم در كشورهاي غربي، و حتي در كشورهاي ديگر، به وجود آمده است كه همانند آن نه هرگز بوده و نه هرگز تكرار خواهد شد. (Mead, 1978, xv-12,)

همان‌طور كه ملاحظه مي‌شود، ميد علت ايجاد فاصله نسلي را تغييرات اجتماعي وسيع و عميقي مي‌داند كه در دنيا اتفاق افتاده است و دنيا را وارد يك مرحله جديدي از رشد و تحول نموده است. اما ديگران پس از ميد وجود فاصله نسلي را خاص دو نسل قبل و پس از جنگ دوم ندانسته و آن را به نسل‌هاي مختلف و جوامع مختلف تعميم داده اند. براساس اين مطالعات، هرگاه در جامعه دگرگوني‌هاي سريع و وسيع و مهمي اتفاق بيفتد، سبب مي‌شود كه شرايط رشد و تربيت فرزندان بسيار متفاوت از شرايط نسل قبل، يعني والدين آنها، شود و در نتيجه يك فاصله نسلي بوجود آيد و سبب اختلافات مهمي بين دو نسل گردد.

تغيير اجتماعي سريع، فرايند مداوم و آرام انتقال فرهنگ از نسلي به نسل ديگر، و يا فرايند اجتماعي شدن را دچار مشكل و وقفه مي‌كند و بين دو نسل اختلاف تجربه و فرهنگ ايجاد مي‌كند. خانم ميد از سه نوع جامعه در اين رابطه بحث مي‌كند. جامعه‌اي كه در آن فرهنگ قبلي تعيين كننده ماهيت فرهنگ بعدي است و نسل قبل مدل تمام نماي زندگي و فرهنگ نسل بعدي است (Postfigurative culture) در اين جوامع دگرگوني آن قدر كند است كه هر فرزندي كه متولد مي‌شود اينده خود را به طور كامل در وضعيت حال والدين خود و والدين بزرگ خود مي‌بيند و مي‌داند كه زندگي و وضعي همانند آنها در انتظار اوست. سه نسلي كه با هم زندگي مي‌كنند بدون پرسش، وضع موجود را مي‌پذيرند و خلاف آن را نمي‌توانند به ذهن خود راه دهند. در اينجا فرهنگ نسل‌هاي قبل بدون تغيير و به طور نسبتاً كامل به نسل بعد منتقل مي‌شود. (براي جزئيات ر.ك Mead, 1978, ch.2).

در جوامعي كه دچار تغيير و تحول مي‌شوند، شرايط اجتماعي طوري دگرگون مي‌شود كه ديگر نسل گذشته، مدل مناسبي براي زندگي نسل بعدي نمي‌تواند باشد و هر دو نسل مي‌پذيرند كه وضع زندگي آنان نمي‌تواند مشابه هم باشد. به عبارت ديگر هر يك از دو نسل والدين و فرزندان بناچار در دو دنياي متفاوت زندگي مي‌كنند. در چنين وضعي انتقال فرهنگي از نسل قبل به نسل بعد، بسيار ناقص صورت مي‌پذيرد و فرهنگ قبل نمي‌تواند عيناً ادامه يابد و پاسخگوي نيازهاي نسل بعد باشد. در اين حالت نسل جديد براي يادگيري سبك زندگي و وضع مناسب حال و اينده خود به اعضاي ديگر هم نسل خود رو مي‌كند و آن را الگوي زندگي خود قرار مي‌دهد. مارگارت ميد اين نوع فرهنگ‌ها را configurative culture مي‌نامد.

چنين وضعي تنها با صنعتي شدن جامعه اتفاق نمي‌افتد، بلكه در شرايط مختلفي، مانند مهاجرت روستاييان به شهرها، قابل تصور است. مثلاً پس از مهاجرت به شهر، جوانان بناچار براي تعيين سبك زندگي خودرو به شهروندان مي‌آورند نه به والدين خود. يا كساني كه به دين جديد درمي‌آيند، از هم دينان خود دين و فرهنگ جديد را بياموزند. انقلاب‌ها نيز وضع مشابهي را به وجود مي‌آورد. (Mead, 1978, ch.3).

سومين حالت وضعيتي است كه در جامعه دگرگوني‌هاي بسيار شديدي روي مي‌دهد، طوري كه در وضع جديد، نسل گذشته نه تنها نمي‌تواند الگوي نسل جديد باشد، بلكه بايد تداوم حيات خود ارزش‌ها و هنجارهاي قديمي خود را بر مبناي فرهنگ نسل بعد اصلاح كند و دست به اجتماعي شدن مجدد بزند و بسياري از چيزها را از فرزندان خود بياموزد. نسل جديد نيز وضع آينده خود را نمي‌تواند در جايي و كسي بيابد و آن را الگوي خود قرار دهد. اين نسل خود بايد وارد دنياي مبهمي شود كه وضع اينده آن روشن نيست. نهادهاي موجود نمي‌توانند پاسخگوي نيازهاي وضعيت متغير جديد باشند، لذا نسل جديد هم حال و هم گذشته را محكوم و رها مي‌كند و به دنبال ساختن دنياي جديد خويش است. ميد چنين وضعي را prefigurative culture ناميده و ادعا مي‌كند كه فاصله نسلي كه در بين دو نسل قبل و بعد از جنگ جهاني دوم واقع شده از اين نوع است، چرا كه در ميان نسل‌هاي گذشته هيچ نسلي اين همه تغيير را تجربه نكرده بود. (See mead, 1975, ch.4).

ميد از 3 جامعه صحبت مي‌كند

الف) جامعه‌اي كه فرهنگ قبلي تعيين كنندة ماهيت فرهنگ بعدي است. يعني تحولات كند است و 3 نسل بدون پرسش وضع موجود را مي‌پذيرند. و خلاف آنرا وارد فكر خود نمي‌كنند، اين وضعيت را ميد Postfigwative culture مي‌ناميد (Mead, 1978, ch2).

ب) جامعه‌اي كه شرايط تحول بنحوي است كه نسل گذشته، صورت مناسبي براي حيات اجتماعي نسل بعدي نيست و نسل‌ها مي‌پذيرند كه داراي شرايط و مقتضيات خاص خود هستند و هر كدام در دنياي خود زندگي مي‌كنند و جريان اين انتقال، ناقص است مهاجرت و تحولات جمعيتي از بسترهايي است كه شرايط نوع دوم را فراهم مي‌نمايد. ميد اين وضعيت را (Configratire culture) تعبير مي‌كند. (Mead, 1978, ch3)

ج) حالت سوم وضعيتي است كه جامعه با تحولات عميق و وسيع مواجه مي‌شود و نسل گذشته ديگر نمي‌تواند الگو معياري براي حيات اجتماعي جامعه باشد و نسل جديد در اين شرايط هم وضعيت حال و گذشته را محكوم مي‌كند و بدنبال ايجاد شرايط جديدي است. ميد اين وضعيت را (Prefigurutive culture) تعبير كرده و معتقد است كه در اين شرايط فاصله نسلي بن دو جنگ جهاني اول و دوم از اين نوع است (Mead, 1975, ch4) 

   

 

نظرسنجی
نظر شما نسبت به این مقاله چیست؟
نمایش نتایج
 
 
 




کلیه حقوق این سایت متعلق به دکتر علیرضا صدرا می باشد. درج مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

 

 

 

Generate By Hadi CMS