|
کاربر مهمان |
|
یکشنبه 14 شهریور 1389
|
|
|
|
|
|
|
|
|

| سرشناسه |
: |
صدرا، علیرضا |
| عنوان و نام پديدآور |
: |
علم مدنی فارابی/علیرضا صدرا ؛ پژوهشکده نظامهای اسلامی، گروه علمی سیاست ؛ ارزیابان علمی نجف لکزایی، غلامرضا بهروزلک، محسن مهاجرنیا ؛ ویراستار علمی محسن مهاجرنیا. |
| مشخصات نشر |
: |
تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۶. |
| مشخصات ظاهری |
: |
۴۷۲ ص. |
| شابک |
: |
۴۸۰۰۰ ریال :978-964-2982-24-0 |
| وضعیت فهرست نویسی |
: |
فیپا |
| یادداشت |
: |
کتابنامه: ص. [۴۴۹] - ۴۶۶. |
| موضوع |
: |
فارابی، محمدبنمحمد، ۲۶۰؟ - ۳۳۹ق. -- نظریه درباره مدینه فاضله. |
| موضوع |
: |
فارابی، محمدبنمحمد، ۲۶۰؟ - ۳۳۹ق. -- نظریههای سیاسی و اجتماعی. |
| موضوع |
: |
کنت، اگوست، ۱۷۹۸-۱۸۵۷م. |
| موضوع |
: |
Comte, Auguste. |
| موضوع |
: |
جامعهشناسی. |
| موضوع |
: |
مدینه فاضله. |
| شناسه افزوده |
: |
سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی. |
| رده بندی دیویی |
: |
۱۸۹/۱
BBR۳۲۹/م۴ص۴ ۱۳۸۶ |
| شماره کتابشناسی ملی |
: |
۱۱۹۰۸۴۳ |
کتاب علم مدنی فارابی، نظریه پردازی در زمینه نقد فلسفه علم سیاست مدرنیستی، به ویژه دانش پوزیتیویستی با خاستگاه، جایگاه و نقش و آثار همچنان تأثیرگذار و بلکه تعیین کننده آن
کتاب علم مدنی فارابی، نظریه پردازی در زمینه نقد فلسفه علم سیاست مدرنیستی، به ویژه دانش پوزیتیویستی با خاستگاه، جایگاه و نقش و آثار همچنان تأثیرگذار و بلکه تعیین کننده آن بوده و در عین حال بازآمدی فلسفه و نظریه علمی- سیاسی فاضله و متعالی فارابی تا صدرایی به عنوان رهیافت و بلکه پارادایم رقیب و مدعی است. در این اثر، وجوه گوناگون این نظریه و نظام علمی- سیاسی مورد واکاوی شالوده ای قرار می گیرند. طرح و تبیین مبسوط علم سیاست یا علم مدنی متعالی فارابی، عموماً و خصوصاً سیر و ساختار فلسفه و علم متعالی سیاسی صدرایی و تا فلسفه و علم سیاسی متعالی و راهبردی امام خمینی(ره)، خود موضوع بحث مستقلی دیگر در این کتاب می باشد. این کتاب از پنج فصل سامان یافته است: فصل اول: مفاهیم و کلیات؛ فصل دوم: علم مدنی در دیدگاه فارابی؛ فصل سوم: جامعه شناسی در دیدگاه کنت؛ فصل چهارم: واقعیت و هنجار در علم مدنی فارابی و جامعه شناسی کنت؛ فصل پنجم: روش شناسی فارابی و کنت.
|
|
|
علم مدني، علم سياست به معناي جامع و همه جانبه بوده و نظام علوم سياسي را اعم از انسان شناسي سياسي، جامعه شناسي سياسي، علم مدينه يا کشور و علم دولت و نيز روابط بين الملل در سطح امت و جهانيست. موضوع کتاب حاضر؛ در زمينه فلسفه علم سياست يعني هستي شناسي و چيستي شناسي اين علم و معرفت شناسي و روش شناسي آن محسوب مي شود. حد بحث، طرح رويکرد علمي سياسي فارابي و رهيافت علم سياست متعالي و متعادل وي مي باشد. علمي راهبردي که از فارابي تا حکمت متعاليه سياسي ملاصدرا امتداد داشته و با سياست متعالي حضرت امام خميني(ره) سير متکامل خويش را طي نموده و به مراحل کمال ساختاري پيشا مهدوي خود دست يافته است. نگرشي سياسي و علمي که با گرايش عملي سياسي، نخست نهضت اسلام ايران را به تعبير ميشل فوکوي فرانسوي؛ به عنوان نخستين انقلاب پسامدرن، نوآمد و در عين حال سخت کارامد و اثر بخش را ايجاب و ايجاد نمود و آنگاه به ترسيم و تاسيس نظام جمهوري اسلامي ايران موفق گرديد. نظريه و نظامي که دغدغه و داعيه توسعه متعادل و متعالي را داشته و هم اينک در چشم انداز بلند گستر خويش در جهت ايجاد تمدن جهاني اسلامي و زمينه ساز مهدوي، با چالش ارتقاي کارامدي سياسي خود مواجه است. اين پارادايم فلسفي علمي و عملي سياسي به عنوان برترين گزينه و جايگزين هر گونه پارادايم موجود و يا مدعي در اين زمينه محسوب مي گردد. بويژه در مواجهه با بحران تا حد بن بست نسبيت مطلق و نيهيليسم معرفتي، روشي و علمي سياسي پوزيتيويستي مدرنيستي و ضد پوزيتيويستي پسامدرنيستي متعارف و هژموني جاري و جهاني آن . روش مقايسه اي و در حقيقت با نقادي رهيافت و نظريه رقيب يعني علم پوزيتيويستي جامعه و سياست اگوست کنت فرانسوي(قرن 19م.)، بزرگترين شخصيت شاخص علم سياست اثباتي و نقطه اوج آن، تعادل و تعالي رويکرد و رهيافت علمي سياسي اسلامي ايراني فارابي و در عين حال ظرفيت والاي آن را در پاسخگويي به نيازهاي علمي و عملي سياي عصر و نسل حاضر و پيش رو و به عنوان جايگزين(آلترناتيو)متناسب نشانه رفته و نشان مي دهد. فلسفه گزينش جامعه شناسي پوزيتيويستي کنت و نقادي و مقايسه ميان آن با علم مدني فارابي، اين بوده که در جهان معاصر، از سويي، جامعه شناسي جديد وعلم طبيعي سياسي و نمودشناسانه کنت نقطه اوج نگاه و علم سياسي طبيعي مدرنيستي محسوب شده که با نيکولو ماکياول ايتاليايي(قرن15م.) و با انگاره ارگانيکي وي در دوران جديد و در غرب آغاز شده و با انگاره مکانيکي توماس هابس انگليسي(قرن17م.)تحول و تحکيم گرديد و در پوزيتيويسم کنت و علم طبيعی سياسي وي و با انگاره مهندسي او بحد نهايي کمال خويش رسيده است. علم و انگاره اي ماترياليستي و اومانيستي و باتبع سکولاریستی و لائیستی با رهيافت تک ساحتي که در تعبير فارابي؛ پنداري و شبه علمي سياسي و تفلسفي به شمار مي آيد. پنداره اي که در صورت تداوم به توهم و سوفيسم سياسي و علمي سياسي و نسبيت مطلق و نيهيليسم معرفتي، روشي و فلسفي سياسي کشيده شده و مي کشاند. بدانسان که هم اينک تماميت علم و دانش سياسي و نيز سياست هاي پوزيتيويستي از طرفي با چالش پست مدرنيسم رو در رو بوده و از ديگر با چشم انداز راديکاليسم نومحافظه کاري گرفتار و دست به گريبان هستند. از ديگر سوي، چنان چه در مورد سنت اثبات گرايي، تحصلي و نمودگراي نيز جريان دارد، عليرغم انتقادات و نيز تهاجمات گوناگون، سنگين و چه بسا پي در پي باز همچنان متن اصلي گفتمان علمي سياسي بوده و پارادايم غالب به شمار مي آيد. چرا که خواه مکاتب انتقادي فرانکفورت و حتي لئواشتراوسي ها و نيز اصلاحات رفتار گرايي و مابعد رفتار گرايي تا سرحد ابطال پذيري پوپري و خواه اگزيستانسياليسم از کي کگارد به بعد، فنومنولوژي و پديدار شناسي و در واقع بودشناسي هوسرلي، معناکاوي هايدگري و نيز نظريه هرمنوتيکي اعم از هرمنوتيک ذات گراي هيرشي و هرمنوتيک نسبي و تاريخ گراي گادامري و آنگاه نظريه گفتمان اگرچه هر کدام؛ از نگاهي و به گونه اي، به منازعه با نمودگرايي اثباتي و شيء وارگي، طبيعت انگاري و ابزارگونگي پرداخته و در تخريب يا تضعيف ارکان و مباني آن کوشيده اند، لکن به سبب برخورد جزيي، يا صوري و يا صرفا سلبي، بسان طبيعت انکاري هرمنوتيکي و مانند اين ها، همگي از ارايه نظريه مبنايي و جامعه با استواري در خور و هژموني آن باز مانده و در مقام ايجاب، موفق به ايجاد و ارايه چنين نظام نظريه اي از جمله در زمينه علمي و عملي سياسي و بويژه فلسفي سياسي ناتوان مي نمايند. تا جايي که پست مدرنيسم بخصوص از ميشل فوکوي فرانسوي(84-1926م.) به عنوان پيشگام و چهره شاخص اين گرايش، که خود تحت تاثیر نظریه سیاسی و انقلاب اسلامی ایران و معنا گرایی و نوآمدی آن قرار گرفته و نيز از نگاه گفتماني؛ امکان و ضرورت و در نتيجه فايده اين چنين نظريه و نظامي را زير سئوال برده و بلکه آن ها را تحت عناوين متاتئوري، تئوري بزرگ و فراگير و همانند این ها، از اساس نفي کرده و حتي توهم، اسطوره و منفي انگاشته و سبب تحديد و تحريف مي پندارند. صد البته اين پنداره هاي ادعايي ، نوعا برهاني نبوده و چه بسا اشکال در نظريه هاي متعارف و وارد بودن اشکالات منتقدين، معترضين و معارضين را از يک طرف و ناتواني مخالفين در تبيين نظريه علمي متناسب، به سبب ضعف يا فقدان و يا به علت اشکالات مباني نظري و فلسفي علمي و سياسي يا اجتماعي و انساني و حتي عمومي، از طرف ديگر، بايستي منشاء اين انکار و نهيليسم مدرن و فرامدرن سياسي و علمي و معرفتي سياسي دانست. چالش و چشم اندازي که نگاه و نظريه علمي سياسي متعالي فارابي قادر به پاسخ گويي تمامي پرسش ها و اشکالات موجود و مفروض یا محتمل و جايگزيني تمامي آن نگاه ها و نظريه هاي متعارض مي باشد. اثر حاضر، جامع ترين، جدي ترين و جديدترين نقادي و متقابلا نظريه پردازي در زمينه نقد فلسفه علم سياست مدرنيستي بوِيژه دانش پوزيتيويستي با خاستگاه ، جايگاه و نقش و آثار همچنان تاثير گذار و بلکه تعيين کننده آن و در همین حال بازامدي فلسفه و نظريه علم و علمي سياسي متعالي فارابي به عنوان رهيافت و بلکه پارادايم رقيب و مدعي است. در اين اثر، وجوه گوناگون ان نظريه و نظام علمي سياسي مورد واکاوي شالوده اي قرار مي گيرند. طرح و تبيين مبسوط علم سياست يا علم مدني متعالي فارابي، عموما و خصوصا از فارابي تا فلسفه(و)علم متعالي سياسي صدرايي و تا فلسفه(و)علم سياسي متعالي؛ راهبردي و امامت امام خميني خود موضوع مبحث مستقلي ديگري در تداوم و تکميل اين اثر مي تواند باشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
Generate By Hadi
CMS |